تبليغاتX
اسلام نیوز

هرگونه دخالت خارجي براي ضربه زدن به حاكميت سوريه مردود است

"ابراهیم جعفری" نخست وزیر سابق عراق اظهار داشت: تحولات جاری در سوریه یک امر داخلی مربوط به ملت این کشور است و ما به خود و دیگران اجازه نمی دهیم که در آن دخالت کنند و هرگونه دخالت خارجی نظامی یا غیر نظامی علیه حاکمیت سوریه را محکوم و رد می کنیم.


جعفری در حاشیه کنفرانس مجمع عمومی جمعیت جهانی اهل بیت (ع) تحت عنوان "اهل بیت و بیداری اسلامی" که در ایران برگزار شد، به توطئه های دشمنان امت اسلام در خاورمیانه اشاره کرد و گفت: بیش از یک میلیارد و 300میلیون زن و مرد مسلمان در 51 کشور زندگی می کنند و دو سوم ذخیره نفتی جهان را در اختیار دارند. این مسلمانان دارای تاریخ و تمدنی قدیمی هستند و در سطوح سیاسی مختلف چه در دولت و چه در بخش اپوزیسیون حضور فعال دارند.

مسلمانان جایگاه خود را باز یافته‌اند

این سیاستمدار عراق تصریح کرد: مسلمانان امروزه جایگاه خود را ثابت کرده اند زیرا شرایط کنونی جهان با اوایل قرن نوزدهم تفاوت دارد. زیرا اواخر قرن بیستم با اوایل آن متفاوت است. به عبارت دیگر دولت عثمانی مرحله کهنسالی خود را طی کرد و سپس به شخص بیماری در اوایل قرن بیستم منتقل و تمام شد. اما امروز مسلمانان جایگاه خود را باز یافته اند و در وضعیت بسیار ممتاز و مطلوبی قرار دارند.
 
جعفری تصریح کرد: زمانی که ما تاکید می کنیم، اکثریت ساکنان خاورمیانه از مسلمانان هستند، قصد ما این نیست که مسلمانان غیر مسلمانان را دور نگه داشته اند بلکه غیرمسلمانان در آزادی زندگی می کنند و از آزادی بیان در کشورهای اسلامی برخوردارند.
 

هر گونه دخالت خارجی در سوریه مردود است

رئیس حزب "العمل العراقی" در پاسخ به سوالی درباره دخالت نظامی در سوریه مشابه اتفاقی که در لیبی روی داد، گفت: تحولات سوریه یک موضوع داخلی است و ما نیز همان گونه که در کنار ملت یمن، تونس و مصر ایستادیم در کنار ملت سوریه نیز هستیم اما به خود و دیگران اجازه نمی دهیم که در امور داخلی این کشور دخالت کنند و هرگونه دخالت نظامی و غیرنظامی که حاکمیت سوریه را تهدید کند، از نظر ما مردود است.

سوریه خواهان اجرای اصلاحات مطابق با خواست ملت است

جعفری افزود: تظاهرات ها و مطالبات‌هایی در سوریه است اما از سوی دیگر دولت و رئیس جمهور این کشور قصد دارند در برخی سیاست های اجرایی خود بازبینی کنند و اصلاحاتی مطابق خواست ملت سوریه انجام دهند.

نخست وزیر سابق عراق درباره تحولات بحرین گفت: آنچه که در بحرین در حال جریان است دور از افکار عمومی جهان است و حتی ساکنان منطقه نیز نمی توانند تحولات جاری در این کشور را رصد و دنبال کنند و تمام تحولات آن در انزوا صورت می گیرد.

وی افزود: ما امروز در دوره جهانی سازی و ارتباطات سریع هستیم. اکنون در عصر حقوق بشر و آزادی بیان به سر می بریم و در نتیجه عصری زندگی می کنیم که در آن انسان از رای دادن در هر سال، دو سال یک بار یا 4 سال یک بار به دوره ای منتقل شده است که در روز جمعه در میدان "الؤلؤة" در بحرین و میادین دیگر در پایتخت های [عربی] دیگر منتقل شده است.

 ملت بحرین خواهان حقوق مشروع خود است

جعفری تصریح کرد: هر دولتی باید این امر را بپذیرد که نمی تواند ملتی را در محاصره نگه دارد. من معتقدم که ملت بحرین بدنبال به راه انداختن درگیری های طائفه ای و مذهبی نیست بلکه حقوق مشروع و مطلوب خود را جستجو می کند از اینجاست که دولت های مختلف در کنار ملتها قرار می گیرند همانگونه که در کنار مردم مصر، تونس، لیبی و تمام کشورهای منطقه که انقلابی در آنها روی داده است، قرار می گیرند.

حکومت ها نباید در مقابل خواست و اراده ملت ها بایستند

وی با اشاره به دخالت عربستان در امور بحرین گفت: ما از دولت سعودی، بحرین و تمام دولتهای منطقه می خواهیم که به خود آیند و حقوق ملت خود را نادیده نگیرند زیرا ملت ها حقوق خود را سرانجام باز پس خواهند گرفت، قانون اساسی و پارلمانها را تغییر خواهند داد و در نهایت این ملتها خواهند بود که پارلمان و قانون اساسی را تعیین می کنند به همین دلیل دولت ها و حکومت ها نباید خواست و اراده ملت های خود را نادیده بگیرند.

 وی با اشاره به این که حقوق ملتها بالاتر از هر حقی است به تمام دولت ها توصیه ای کرد و گفت: هر دولتی که می خواهد پابرجا باشد باید بر اصل و رکن ملت ها استوار باشد اگر ملتی به لرزه و حرکت در آید، دولتهایشان نیز به لرزه در خواهند آمد.

+ نوشته شده توسط الهايي در Wed 14 Sep 2011 و ساعت 10:22 AM |

مدير مستعفي شبكه تلويزيوني الجزيره قطر در بيروت گفت: چنانچه نظام بشار اسد سقوط كند اوضاع منطقه به سوي انفجار مي‌رود و اين انفجار همگان را از جمله منطقه خليج فارس، اسرائيل و عراق و همه منطقه را دربرمي‌گيرد.

"غسان بن ‌جدو " مدير دفتر شبكه تلويزيوني و خبري الجزيره قطر در بيروت اوايل ارديبهشت ماه گذشته با تاكيد بر خروج الجزيره از روند حرفه‌اي و واقع‏گرايانه و نيز به دليل گزينشي عمل كردن در نحوه پوشش اخبار قيام هاي مردمي منطقه از مقام خود استعفا داد.

بن جدو اعلام كرد كه مهم‌ترين علت اين اقدام وي، اين است كه «الجزيره رؤياي كامل حرفه‌اي‌گري و واقع‏گرايي خود را از دست داد و اين روند در پست‌ترين حال خود قرار دارد زيرا الجزيره امروز به عنوان يك رسانه، به اتاق عملياتي با هدف تحريك تبديل شده است».

استعفاي وي در زماني اعلام شد كه بسياري از كارشناسان و مردم بحرين از عملكرد گزينشي الجزيره در قبال انقلاب‌هاي منطقه انتقاد و اعلام كردند كه الجزيره حوادث بحرين را به دليل جانبداري از سياست‌هاي عربستان سعودي و آمريكا، پوشش نمي‌دهد و در مقابل به بزرگنمايي تحولات داخلي سوريه مي‌ پردازد.

وي اخيرا شبكه تلويزيوني جديدي را در بيروت به نام "الميادين " به راه انداخته است.

اينجانب عبدالرسول الهايي با اين شخصيت رسانه‌‌اي درباره موضوعات مختلف براي يكي از رسانه‌هاي معتبر داخلي گفت‌وگويي انجام دادم كه در اختيار كاربران قرار مي‌گيرد.

بن جدو در ابتداي سوال در پاسخ به سؤالي درباره چرايي استعفاء از تلويزيون الجزيره قطر و خروج شبكه‌هاي‌ خبري عربي از روند اطلاع رساني بي‌طرفانه گفت: بنده هم اكنون يك شبكه تلويزيوني جديدي را راه ‌اندازي كردم و لذا پاسخ دادن به اين سؤال را از نظر اخلاقي درست نمي‌دانم بنابراين مرا از پاسخ به آن معاف بداريد زيرا مي‌خواهم با آرامش فعاليت‌هايم را ادامه دهم و درباره الجزيره، العربيه و حتي تلويزيون سوريه سخني نمي‌گويم.


*ملت سوريه حق اعتراض مسالمت آميز را دارند

وي با اشاره به تحولات اخير سوريه با بيان اينكه ملت سوريه حق اعتراض به منظور دستيابي به آزادي‌ها را دارند تأكيد كرد كه همه آنچه در سوريه در حال رخ دادن است نمي‌توان همه آن را توطئه‌اي خارجي دانست و معتقدم كه عرصه سوريه بايستي شاهد تغييرات و اصلاحات شود.
اين مجري سرشناس الجزيره گفت: نظام سوريه به عنوان نظام حامي مقاومت بايد اجازه دهد ملتش در هواي آزاد آزادي نفس بكشند و قدرت خود را با آزادي‌ها، دموكراسي و عدالت اجتماعي تحكيم بخشد.

* حمايت از آزادي هاي مشروع در سوريه

وي با بيان اينكه بنده آن بخش از تحولات سوريه كه به صورت مسالمت آميز برگزار مي‌شوند را تأييد مي كنم، گفت: اميدوارم اين نكته را حتما در اين مصاحبه ذكر كنيد كه «بن جدو» از هر اقدام مسالمت آميز به منظور دستيابي به تغيير و اصلاحات و همچنين رسيدن به آزادي‌هاي مشروع در سوريه حمايت مي‌كند.
بن جدو يادآور شد كه بخشي از تظاهرات كنندگان در سوريه به سمت عنف و خشونت پيش رفته‌اند و طبيعي است كه هرگونه خشونت را محكوم مي‌كنم. زيرا اعتقادي مبني بر اينكه انتفاضه با خشونت به خواسته‌هاي خود دست يابد؛ ندارم.


* تحولا سوريه راه حل نظامي ندارد

وي با بيان اينكه از روي آوردن به راه‌حل‌هاي امنيتي براي خروج از اوضاع جاري سوريه انتقاد مي‌كنم، گفت: در همان حال از حمل سلاح توسط گروهي از معارضان سوري انتقاد مي‌كنم.

*هدف غرب اصلاحات در سوريه نيست

اين كارشناس مسائل رسانه از دخالت‌هاي برخي از كشورهاي عربي و غربي به ويژه آمريكا در امور داخلي سوريه سخن گفت و افزود: اعتقاد ندارم كه اين دخالت‌ها در راستاي اعمال اصلاحات در سوريه صورت مي‌گيرند و بر اين كشورها و سران آنها كه شبانه درباره ضرورت اعمال اصلاحات در سوريه سخن مي‌گويند شايسته است كه همچنين اصلاحاتي كه از آنها دم مي‌زنند را در كشورهايشان پياده سازي كنند. بنابراين معتقدم كه هدف اصلي از اين پيام‌ها فشار آوردن بر نظام سوريه و سرنگوني بشاراسد است تا بدين‌وسيله به مقاومت ضربه وارد سازند.

*اسد به اصلاحات ايمان دارد اما اوضاع امنيتي اجازه اين كار را نمي‌دهد

وي با بيان اينكه «گرچه اراده‌اي جدي براي اعمال اصلاحات در سوريه وجود دارد» افزود: اين اصلاحات به كندي پيش مي‌رود و در سايه اوضاع امنيتي كه از سوي دو طرف يعني دمشق و معارضان دنبال مي‌شوند اين موضوع را به ذهن‌ها متبادر مي‌سازد كه نظام دمشق در اجراي اصلاحات جدي نيست و اين موضوع بازتاب خوبي در خارج از سوريه ندارد.

*سرنگوني اسد هدف مشترك غربي‌ها و برخي از معارضان سوري

بن جدو با بيان اينكه شخص بشار اسد به اصلاحات و تغيير ايمان دارد؛ افزود: ايمان دارم كه با پايان يافتن خشونت چرخ اصلاحات در سوريه توسط بشار اسد با سرعت بيشتري خواهد چرخيد ولي معتقدم كه غربي‌ها و حتي آمريكا و گروهي از معارضان نظام دمشق خواستار تحقق اصلاحات نيستند يا بلكه هدف اصلي آنها سرنگوني رئيس جمهوري اين كشور است.

*برخي از اعضاي حزب بعث در مسير اصلاحات سنگ اندازي مي‌كنند

وي افزود: برخي از مسئولان نظام سوري به ويژه برخي از حزب بعث اعتقادي به اصلاحات ندارند و در مسير اعمال اصلاحات سنگ اندازي مي‌كنند ولي مشكل اصلي در به بن‌رسيدن گفت‌وگوهاي ملي است و هرچند آرزو مي‌كنم كه چرخ اجراي اصلاحات شتاب بيشتري بگيرد در همان حال آرزو دارم كه معارضان سوري در اين گفت‌وگوها مشاركت فعال و جدي داشته باشند و با بيان خواسته‌هاي خود در راستاي اعمال آن اصلاحات فشار بياورند.

*تلاش آمريكا براي مصادره انقلاب‌هاي عربي

مدير شبكه تلويزيوني الميادين با بيان اينكه واشنگتن در اطراف قيام‌هاي عربي تار و پود تنيده است، گفت: گرچه آمريكا در مصادره اين انقلاب‌ها در عرصه مصر با سختي‌هايي رو به رو مي‌شود ولي روند نفوذ در آنچه كه شما آنها را انقلاب‌هاي عربي مي‌ناميد، آغاز شده است.

*سرنگوني نظام دمشق كل منطقه را به آتش مي‌كشد

وي درباره آينده رژيم صهيونيستي در سايه انتفاضه‌هاي عربي گفت: آينده اين رژيم به اوضاع امنيتي و استراتژيك منطقه وابسته است و معتقدم كه سرانجام تحولات سوريه نقش اساسي را در اين زمينه بازي مي‌كنند. چنانچه نظام بشاراسد سقوط كند در آن صورت اوضاع منطقه به سوي انفجار مي‌رود و اين انفجار همگان را از جمله منطقه خليج فارس و اسراييل كشورهاي مشرق غربي و عراق و همه منطقه را دربرمي‌گيرد.

*تحولات عربي انتفاضه‌هاي مردمي است

بن جدو با بيان اينكه شما در ايران از اصطلاح «بيداري اسلامي» براي تحولات كشورهاي عربي استفاده مي‌كنيد كه بنده چنين اعتقادي ندارم، گفت: آنچه امروز در كشورهاي عربي شاهد آن هستيم انتفاضه‌هاي مردمي است زيرا برخي از گروه‌هاي اسلامگرا در تحولات اخير ناكام مانده و ائتلاف‌هايي با آمريكا دارند و در شرايط فعلي نمي‌توان اين تحولات را بيداري اسلامي ناميد.
مجري سرشناس رسانه‌هاي تصويري عربي افزود: تأكيد مي‌كنم كه برخي از جريان‌هاي اسلامي پيمان‌هايي با آمريكا دارند و هيچ مشكلي در آشتي با اسرائيل ندارند و شايد نسبت به آمريكا و صهيونيست‌ها مشكل بزرگتري با ايران داشته باشند. بنابراين نسبت به اينكه اين تحولات بيداري اسلامي باشند قانع نشده‌ام.

*نقش آينده جمهوري اسلامي در منطقه

وي درباره نقش آينده جمهوري اسلامي ايران در سايه تحولات اخير كشورهاي عربي گفت: ايران به يك قدرت منطقه‌اي بزرگ تبديل شده است كه از اهميت بالايي برخوردار است و معتقدم كه نتيجه تحولات سوريه تأثير بالايي بر نقش آينده ايران داشته باشد و معتقدم كه چنانچه نظام سوريه سرنگون شود در آن صورت به عنوان يك كشور بي تأثير و يا داراي تأثير كم به ايران نگريسته مي‌شود ولي در غير اين صورت، قدرت و نقش ايران بزرگتر و برجسته‌تر خواهد شد و حضور و نفوذ سياسي و استراتژيك ايران در معادله‌هاي منطقه‌اي بيشتر خواهد شد.

+ نوشته شده توسط الهايي در Wed 17 Aug 2011 و ساعت 1:58 PM |

بي شك حمايت الجزيره از انقلابيون مصري و سرنگوني رژيم مبارك ناراحتي و عصبانيت‌ برخي‌ها را در پي داشته است. آيا اين احتمال وارد است كه الجزيره با بزرگنمايي تحولات سوريه بدون پرداختن به قيام مردم بحرين در پي ايجاد نوعي تعادل و توازن در خاورميانه باشد؟ چه كساني از اين روند سود مي‌برند؟

عبدالرسول الهايي در خبرگزاري فارس نوشت: روز گذشته دو خبر كوتاه ولي پر مغز بر روي خروجي‌هاي بين‌الملل خبرگزاري‌ها منتشر شد. نخست اينكه " نخست وزير قطر اخيراً در ديدار خود با تعدادي از دست اندركاران رسانه‌هاي لبنان اعلام كرده كه سياست شبكه الجزيره عليه حكومت سوريه ادامه خواهد يافت تا اينكه دمشق از اتحاد با ايران، حزب‌الله و حماس دست بردارد. " و خبر مهم ديگري كه تنها چند دقيقه پس از انتشار آن در روزنامه السفير لبنان در ده‌ها خبرگزاري و پايگاه خبري بازتاب يافت، استعفاي "غسان بن جدو " مدير دفتر الجزيره در بيروت در اعتراض به سياست اين شبكه در پوشش و جهت‌دهي به برخي تحولات كشورهاي عربي است.

بن جدو نام آشناي اهالي رسانه كه چند سال پيش مدير دفتر اين شبكه در تهران بود و شكي نيست كه شهرت اين شبكه قطري مرهون تلاش‌هاي بن جدو و همكاران حرفه‌اي خود از جمله "محمد كبير الكتبي "، "محمد كريشان "، "خديجه بن قنه "، "نوران سلام " و "فيصل قاسم " و.... است. قطعا امري كوچكتر از استعفاي پيشين "عبدالرحمن الراشد " از سمت سردبيري تلويزيون العربيه نيست كه در بيشتري رسانه‌ها بازتاب يافته بود.

بن جدو علت استعفاي خود را اعتراض به سياست دوگانه اين شبكه در پوشش انقلاب‌هاي عربي و خروج اين شبكه از روند حرفه‌اي خوانده و تاكيد كرده است كه "الجزيره رؤياي كامل حرفه‌اي‌گري و واقع‏گرايي خود را از دست داد و اين روند در پست‌ترين حال خود قرار دارد زيرا الجزيره امروز به عنوان يك رسانه، به اتاق عملياتي با هدف تحريك تبديل شده است ". پيش از اين نيز چند تن از مجريان اين شبكه از سمت خود در اين شبكه استعفا داده بودند.

هر كسي روند پوشش اخبار و تحولات جهان توسط شبكه الجزيره را پيگيري كرده باشد نمي‌تواند عملكرد خوب اين شبكه در پوشش جنگ 2001 آمريكا عليه افغانستان و جنگ 2003 آمريكا عليه عراق، جنگ‌هاي 33 روزه و 22 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان و نوار غزه و ... را انكار كند. امري كه باعث گسيل شدن بسياري از خبرنگاران و مجريان توانمند رسانه‌هاي عربي به سوي اين شبكه شد كه صد البته نمي‌توان عامل پرداخت‌هاي كلان به كاركنان اين شبكه را ناديده گرفت. ولي چرا و چگونه اين شبكه از روند حرفه‌اي گري و واقع گرايي در پوشش تحولات منحرف شد؟

بر اساس اسناد منتشر شده در ويكي‌ليكس كه بازتاب بالايي در رسانه‌هاي جهان داشت، دولت دوحه، شبكه الجزيره را به عنوان پيش‌قراول سياست‌هاي خارجي خود اتخاذ كرده است. به نظر مي‌رسد كه اين كشور كوچك حاشيه خليج فارس كه اشتياق بالايي به بازي كردن نقش‌‌هاي كليدي در امور خاورميانه، منطقه خليج فارس و آفريقا دارد؛ اين برهه زماني كنوني را زمان برداشت ثمره تلاش‌ها و هزينه‌هاي خود تعيين كرده است. هرچند اين موضوع تا حدودي براي اين شبكه و دوحه سودمند است ولي زيان‌هاي بالايي براي قضاياي امت عربي و اسلامي دارد. براي نمونه گرچه انقلابيون تونس و مصر قطعا قطر و الجزيره را دوستدار خود مي‌دانند ولي در همان حال نارضايتي قشر عظيمي از امت اسلامي از جمله مردم بحرين، فلسطين،‌لبنان و سوريه و... را باعث شده و لطمه‌هاي بالايي به آرمان فلسطين و درگيري اسلامي - صهيونيستي مي‌زند.

الجزيره كه بخش عظيمي از شهرت خود را مديون شعار " حمايت از مقاومت اسلامي " مي‌داند؛ امروزه با دامن زدن به تحولات سوريه كه هيچ شباهتي به تحولات مصر و تونس و حتي بحرين ندارند، به نوعي از مقاومت اسلامي انتقام گرفت و چنانچه گريزي به مواضع وزير خارجه قطر در ديدار با اهالي رسانه‌هاي لبنان بزنيم (كه اميدوارم چنين خبري صحت نداشته باشد) معلوم مي‌شود كه سياست قطر نه تنها حمايت از مقاومت نيست بلكه در صدد تضعيف محور مقاومت در منطقه است و نتايج و پيامدهاي چنين سياستي نيز براي همگان قابل درك است. به راستي الجزيره به چه منظوري محور مقاومت را هدف قرار مي‌دهد؟

البته اين شبكه در حالي با بزرگنمايي حوادث سوريه از مقاومت انتقام مي‌گيرد كه اندكي پيش با بستن چشم خود بر تحولات بحرين از قشر عظيمي از مسلمانان انتقام گرفته بود و چنين امري براي شبكه‌اي همه دارايي خود را اعتماد بينندگان مي‌داند كمتر از فاجعه نيست.

اين شبكه قطري با برقراري تماس‌ با افرادي كه آنها را شاهدان عيني معرفي مي‌كند، اخبار مورد نظر و دلخواه خود را از زبان آنها به مخاطبان عرضه مي‌كند. هنوز سئوال‌هاي جهت‌دار مجريان اين شبكه مبني بر باز بودن راه‌هاي منتهي به قاهره و طرابلس از حافظه هيچ كسي محو نشده است كه اين امر خود دليلي بر مدعاي غسان بن جدو است كه اين شبكه به اتاق عمليات تحريك آميز تبديل شده است.

الجزيره از چند هفته پيش به گونه‌اي به پوشش تحولات سوريه پرداخت كه حتي از انتشار بي كيفيت‌ترين فيلم‌هايي كه با تلفن همراه تصوير برداري شده دريغ نكرد و با قرار دادن تحولات سوريه در صدر عناوين خبري خود همه بيانيه‌هاي گروه‌هاي ناشناس و مجموعه‌هايي كه آنها را به عنوان موسسات حقوقي معرفي مي‌كند را به طور كامل پوشش داد ولي در همان حال هيچ اشاره‌اي به تحولات بحرين و تخريب مساجد و به آتش كشيدن قرآن كريم و ورود نيروهاي موسوم به سپر الجزيره به منامه نمي‌كند. هر چند اين شبكه به زبان بي زباني علت نپرداختن به تحولات بحرين را در معاهدات امنيتي بين كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس دانسته است ولي براي رسانه‌اي كه ادعاي بي طرفي و انتشار همه ديدگاه‌ها را سرلوحه كار خود قرار داده است، چنين عملكردي به هيچ عنوان پذيرفتني نيست.

الجزيره قبل از آغاز بهار انقلا‌هاي اسلامي در برخي كشورهاي عربي، گامي در راستاي انتشار اسناد محرمانه و طبقه بندي شده برداشت و تشكيلات خود گردان فلسطين را به عنوان اولين ايستگاه اين روند معرفي كرد كه اين اقدام به علت انقلاب تونس و مصر نيمه تمام ماند و احتمال از سرگيري آن در فرصت‌ مناسب وجود دارد.

شكي نيست كه حمايت الجزيره از انقلابيون در مصر به مثابه كودتايي عليه همپيمان‌ صهيونيست‌ها و آمريكا در منطقه تلقي مي‌شود و قطعا ناراحتي و عصبانيت‌ برخي‌ها را در پي داشته است. آيا اين احتمال وارد است كه الجزيره با بزرگنمايي تحولات سوريه در پي ايجاد نوعي تعادل و توازن در خاورميانه باشد؟ چه كساني از اين روند سود مي‌برند؟

از آنجايي كه افراد حرفه‌اي بسياري در الجزيره مشغول به كارند و ورود الجزيره به چنين روندي استعفاي غسان بن جدو را در پي داشت به نظر مي‌رسد كه ادامه چنين روندي هزينه‌هاي بيشتري براي اين شبكه عربي در پي خواهد داشت و دستكم شمار ديگري از همكاران اين شبكه به قافله بن جدو خواهد پيوست. بنابراين نگارش اين يادداشت نه از باب تضعيف الجزيره است بلكه در راستاي زنگ هشداري به منظور جلوگيري از به حاشيه رفتن آن است. زيرا هيچ‌گاه فراموش نمي‌كنم كه ورود مقتدرانه الجزيره به عرصه اطلاع رساني عربي بركات بسياري از جمله افزايش شبكه‌هاي خبري عرب زبان، تقويت جريان اطلاع رساني در كشورهاي اسلامي و حتي تقويت و شادابي زبان عربي را موجب شده است.

يادداشت از عبدالرسول الهايي

انتهاي پيام/++

+ نوشته شده توسط الهايي در Sun 24 Apr 2011 و ساعت 4:23 PM |

اشاره : شعر زير كه از سروده هاي دوست خوبم جناب آقاي حامد شيخ پور است را به مناسبت ميلاد با سعادت حضرت زينب عليها السلام به خوانندگان محترم اسلام نيوز تقديم مي كنم.

کوهی از جنس غم و درد، پديد آمده است

آسـمـانی چـو افـق زرد، پديد آمده است

 

عطش آلود لبی، سوخته‌جانی بی‌تاب

کمری خم شده از درد، پديد آمده است

 

گُلی از شرم و حيا سـرخ ولی پژمرده

با خس و خار هماورد، پديد آمده است

 

دلی از صبر، ولی ساخته با سوز و گداز

يک جهان شعله دلسرد، پديد آمده است

 

ابری آکنده ز باران، دلی آغشته به خون

شبنمی بر رخ پُر گـَرد، پديد آمده است

 

خنجرِ حنجر و شمشـيرِ زبان آهخته

به خدا شيرزنی مرد، پديد آمده است

 

آنکه از داغی خورشيد در اين شام سياه

خبـری داغ تـر آورد پديـد آمـده اسـت

 

حامد شيخ پور

شب ميلاد حضرت زينب سلام الله عليها

جمادی الاولی 1426 هجری قمری

+ نوشته شده توسط الهايي در Fri 8 Apr 2011 و ساعت 3:26 PM |

تهران - اسلام نيوز: با ورود جفري فيلتمن معاون وزير خارجه آمريكا به بحرين شدت حملات نيروهاي امنيتي بحرين عليه معترضان افزايش چشمگيري يافته كه اين موضوع احتمال خط دهي آمريكا در سركوب مطالبات مردمي را تقويت مي‌دهد و چه بسا واشنگتن فرستادگاني در ساير كشورها از جمله يمن براي سركوب معترضان اعزام كرده باشد.

عبدالرسول الهايي در خبرگزاري فارس نوشت:

تحركات انقلابي ملت‌هاي عرب كه سال‌ها از ديكتاتوري حاكمان رنج مي‌بردند؛ تقريبا از دو ماه پيش با مساعد شدن شرايط  انتفاضه آغاز شده‌اند. پس از اينكه همه تلاش‌هاي ملت‌ها براي اعمال اصلاحاتي به منظور بهبود اوضاع معيشتي به نتيجه نرسيد با خودسوي "محمد البو عزيزي" در استان "سيدي بوزيد" تونس شعله انقلاب‌هاي عربي فروزان شد و تا امروز بسياري از كشورها از جمله تونس، مصر، مراكش، الجزاير، عربستان سعودي، يمن،‌ بحرين، امارات متحده عربي، و ليبي و... را در نورديد. شعله انقلاب‌هاي مردمي در مصر و تونس به ثمر رسيده و در برخي ديگر از كشورها از جمله ليبي و يمن در آستانه پيروزي قرار دارد. شماري از كشورها از جمله مراكش با اعمال اصلاحاتي اساسي تا حدودي موفق به فرونشاندن تظاهرات مردمي شدند. ولي نحوه برخورد حكومت‌ها و مواضع كشورهاي غربي در قبال اين تحركات مردمي چند جانبه و پيچيده به نظر مي‌رسد. بنا براين منطقه خاورميانه و شمال آفريقا دستخوش تحولات عظيمي است كه به علت اهميت فوق العاده اين مهم بايستي اين پديده را چندين بعد مورد تأمل و بررسي قرار دهيم.

بر اساس قوانين بين‌المللي ملت‌ها حق تعيين سرنوشت خود را دارند و آنچه در كشورهاي عربي شاهد آن هستيم جنگ به منظور مصادره حقوق ملت‌ها در تعيين سرنوشت و بيان ديدگاه‌هاي خود است. ولي آنچه بيان آن در اين مقوله حائز اهميت است رفتار متناقض كشورهاي غربي در قبال اين حق مشروح ملت‌هاست. براي نمونه آمريكا و هم پيمانان غربي‌اش كه از متواري شدن زين العابدين بن علي رئيس جمهور مخلوع تونس غافلگير شده بودند، سياستي كاملا دوگانه در قبال تحولات مصر گرفته و در حالي كه از حسني مبارك آشكارا و پنهان حمايت مي‌كردند؛ ارتباط گيري با مخالفان وقت قاهره را آغاز كردند. واشنگتن و كشورهاي اروپايي همين سياست يك بام و دو هوا را در قبال تحولات ليبي در پيش گرفتند و در حالي كه براي حمايت ديكتاتور طرابلس ناو رزم‌هاي خود را به سمت‌هاي درياي مديترانه روانه كردند، رايزني با شوراي انتقالي را آغاز كرده و در حالي كه به دخالت نظامي براي سرنگوني رژيم قذافي سخن مي‌‌گويند در همان حال از كمك به معارضان به منظور اعمال منطقه پرواز ممنوع در آسمان ليبي دريغ كرده و يا حداقل امروز و فردا مي‌كنند. علت چنين امري بسيار روشن بوده و همانا مخالفت دولت انتقالي بنغازي با هر گونه دخالت نظامي و اشغال ليبي است.

معمر قذافي با نااميدي از دوستان غربي خود با حمله به روؤساي آنها كه وي را در اين شرايط بحراني تنها گذاشته‌اند، با اجير كردن مزدوراني از كشورهاي آفريقايي تهديد كرد كه مخالفان خود را، شهر به شهر و كوچه به كوچه و منزل به منزل و اتاق به اتاق سركوب مي‌كند، با به دراز كشيده شدن انقلاب مردم ليبي به نظر مي‌رسد كه بهترين راه براي تسريع در سرنگوني رژيم قذافي همان نسخه‌اي است كه شخص قذافي پيچيده است. بدين معني كه همه مردم ليبي خانه به خانه از چندين جهت به سوي طرابلس يورش برده و ضمن پشتيباني از سوي نظاميان جدا شده از ارتش قذافي "باب العزيزيه" را محاصره كرده و شخص قذافي را دستگير كنند. البته بدون اعمال منطقه پرواز ممنوع در آسمان ليبي ممكن است چنين امري به فاجعه انساني منجر شود.

با تنگ‌تر شدن عرصه بر علي عبدالله صالح رئيس جمهوري يمن، تماس‌هايي با معمر قذافي داشته و دقيقا يك روز پس رايزني با قذافي به كشتار و سركوب گسترده معترضان پرداخت و به نظر مي‌رسد كه با كشتار و سركوب مخالفان به دنبال وقت كشي و يافتن چاره‌اي براي خروج از اين بحران هستند زيرا اين دو ديكتاتور به خوبي دريافته‌اند كه هيچ جايگاهي در ليبي و يمن فردا نخواهند داشت.

همه برنامه‌هاي آمريكا كه تا ديروز از خاورميانه‌ جديد سخن مي‌گفت با انقلاب‌هاي مردمي كشورهاي عربي به هم ريخت، بنابراين بسيار ساده‌انگارانه است كه آمريكا در چنين شرايطي ساكت نشسته و به مشاهده تحولات جاري بپردازد زيرا در اغلب كشورهاي مذكور پايگاه‌هاي نظامي دارد.

 "جفري فيلتمان" معاون وزير خارجه آمريكا در امور خاور نزديك از بدو آغاز تظاهرات در بحرين با ابراز نگراني از آنچه در منامه روي مي‌دهد چندين سفر به اين كشور داشته است. به گونه‌اي كه روزنامه الوسط بحرين مي‌نويسد كه جفري فيلتمان فقط در يك هفته سه سفر به منامه داشته است با مسئولان بلند مرتبه ديدار و گفت‌وگو كرده است و هم اكنون در بحرين به سر مي‌برد، با ورود معاون وزير خارجه آمريكا به بحرين كه با ورود نيروهاي وابسته به شوراي همكاري خليج فارس به منامه متقارن شده است، شدت و خشونت حملات نيروهاي امنيتي بحرين با پشتيباني ارتش و نيروهاي خارجي عليه معترضان افزايش چشمگيري يافته كه اين موضوع احتمال خط دهي آمريكا در سركوب مطالبات مردمي را تقويت مي‌دهد و چه بسا واشنگتن فرستادگاني در ساير كشورها از جمله يمن براي سركوب معترضان اعزام كرده باشد.

سركوب مردم بي پناه بحرين توسط نيروهاي منامه و نظاميان خارجي جز با چراغ سبز كاخ سفيد صورت نمي گيرد كه متاسفانه اين سركوب گسترده با سكوت رسانه‌هاي مدعي بي طرفي مواجه شده است، به گونه‌اي كه العربيه با گزارش‌هاي متعدد خود مشغول توجيه دخالت نظامي عربستان در بحرين است و الجزيره ضمن پوشش خبري تحولات منامه به زبان بي زباني اعلام كرده است كه به علت وجود معاهدات امنيتي بين دوحه و منامه از پرداختن بيشتر به تحولات بحرين معذور است. شبكه‌هاي غربي با شورشي خواندن معترضان سعي در صبغه مذهبي دادن به اعتراضات مردم بحرين‌اند امري كه همواره از سوي شيعيان و اهل سنت آن كشور نفي شده است.

يادداشت از عبدالرسول الهايي

انتهاي پيام/.

+ نوشته شده توسط الهايي در Wed 16 Mar 2011 و ساعت 5:9 PM |

تهران - اسلام نيوز: بر رسانه‌ها و موسسات حقوقي است كه با درايت كامل به جاي زمينه چيني براي فرار ديكتاتورها از دست عدالت، بايستي ساز و كارهايي اتخاذ كنند كه علاوه بر تشويق جوامع بين‌المللي براي جلوگيري از كشتار گسترده مردم، با مستند سازي زمينه حضور ديكتاتورها در پيشگاه عدالت را مهيا ساخته و پيامدهاي مقابله با انقلاب‌هاي مردمي را همه روزه به ديكتاتورها يادآوري كنند.

عبدالرسول الهايي در خبرگزاري فارس نوشت: با به درازا كشيده شدن انقلاب مردم ليبي كه از 17 فوريه آغاز شده است و با افزايش شمار قربانيان اعتراضات مردمي به بيش از شش هزار كشته و ده‌ها هزار مجروح و آواره ديگر، بسياري از رسانه‌هاي منطقه و جهان با مطرح ساختن مواضع قذافي در كتاب سبزش درباره مونث بودن زن و مذكر بودن مرد؛ خواسته يا ناخواسته به موضوع ديوانگي اين ديكتاتور دامن زده و از آن روز تا كنون همه روزه تحليل‌ها و يادداشت‌هايي درباره مشكلات رواني قذافي و غير نرمال بودن وي مي‌شنويم ولي به نظر مي‌رسد معمر قذافي نه تنها ديوانه نيست بلكه با درايت كامل از يك طرف در حال كشتار گسترده همه مخالفان خود است و از طرف ديگر با بازاريابي براي اين انديشه به راه حل‌هايي براي فرار از عدالت و يا دخالت نظامي هم پيمانان غربي خود مي انديشد. به علت اهميت موضوع توجه كاربران محترم را به نكات زير جلب مي‌كند. 

نكته نخست) آنچه بيش از همه موضوعات ديگر درباره معمر قذافي صدق مي‌كند عطش شديد وي به قدرت و مطرح شدن در افكار عمومي به عنوان شخصت مهم است. مشاركت و ريسك بالاي وي در انقلاب 1969 كه به سرنگوني ادريس اول پادشاه وقت ليبي منجر شده در همين راستا قابل تفسير بوده است. با به دست آوردن قدرت در 42 سال پيش به القاب رايج براي رهبران انقلاب‌ها اكتفا نكرده و هميشه خشنودي خود را لقب‌هاي متفاوتي از جمله "الاخ القائد " ، "الزعيم الليبي "، "امين القومية‌العربيه "، "قائد الثورة الليبية " "عميد الحكام العرب " و "رئيس الاتحاد الافريقي "و... نشان داده است.

نكته دوم) چنانچه به نحوه لباس پوشيدن رهبران و روؤساي جمهوري كشورهاي دنيا بنگريم كمتر كسي را مانند قذافي مي‌يابيم كه به شيوه عجيب و غريب لباس بپوشد ولي معمر قذافي همه سختي‌هاي جمع كردن پارچه‌هاي طولاني را به جان مي‌خرد تا تفاوت و تمايز خود را نسبت به ديگر رهبران ثابت كند. حتي در هنگام عكس گرفتن با ساير رهبران نيز سعي مي كند متفاوت‌تر از بقيه بايستد. در عكس معروفي كه معمر قذافي همراه با زين العابدين بن علي رئيس جمهور مخلوع تونس، حسني مبارك رئيس جمهور مخلوع مصر و علي عبدالله صالح رئيس جمهور يمن گرفته است، معمر قذافي بين مبارك و عبدالله صالح ايستاده و با گذاشتن دست‌هاي بالاي كتف‌هاي آنان باز هم به غريزه خود در متفاوت جلوه دادن خود لبيك گفته است. حتي عدم اقامت وي در هتل‌ها به هنگام سفرهاي خارجي و برپايي خيمه در وسط شهرها باز هم در راستاي تشنگي بيش از حد وي براي جلب توجه قابل تفسير تأويل است.

نكته سوم) ملت ليبي از اصيل‌ترين نژادهاي عرب تشكيل شده و بررسي تاريخ آنها نشان مي‌دهد كه هميشه مخالف سرسخت استبداد و استعمار بوده‌اند و اين بار اراده ملت ليبي بر سرنگوني رژيم معمر قذافي است و با اقتدا به "عمر المختار " مبارز شهير اين كشور در رويارويي با استعمار ايتاليا، بارها اعلام كرده‌اند كه هيچ‌گاه از مبارزه با رژيم قذافي باز نخواهند ايستاد بلكه همانند عمر المختار يا پيروز مي‌شوند و يا شهيد مي‌شوند. هر چند شمار قربانيان انقلابيون ليبيايي روز به روز در حال افزايش است ولي كشته شدن همه آنها توسط معمر قذافي محال به نظر مي‌رسد بنابراين معمر قذافي دير يا زود تسليم اراده ملت خواهد شد ولي او نيك مي‌داند كه با سرنگوني رژيمش رو به رو شدن وي با عدالت اجتناب ناپذير به نظر مي‌رسد، بنابراين از مطرح شدن موضوع ديوانگي و رنج بردن وي از مشكلات رواني هيچ ابايي نشان نداده است. از طرفي ديگر معمر قذافي از هم پيمانان آمريكا و كشورهاي غربي بوده و هست و حتي چند روز پيش اخباري مبني بر سفر سيف الاسلام قذافي فرزند ارشد معمر قذافي به رژيم صهيونيستي مخابره شده بود بنابراين نبايد انتظار داشته باشيم كه غرب از مردم حمايت حقيقي بكند بلكه همه مواضع متردد آنها عليه معمر قذافي همه و همه در راستاي حفظ منافع خود در اين كشور ثروتمند آفريقايي است و موضوع ارسال ناوهاي آمريكايي به درياي مديترانه بحث احتمال دخالت نظامي غرب براي سر نجات ملت تنها براي نجات هم پيمان قديمي آنها از افتادن به دست انقلابيون است.

نكته چهارم) البته مطرح ساختن موضوع عقلانيت معمر قذافي به معناي بي عيب و ايراد نشان دادن وي نيست، بلكه پاره‌اي از مشكلات رواني نزد همه ديكتاتور طبيعي است. ديكتاتورها در اثر طولاني شدن مدت رياست خود و ركوع هر چه بيشتر اطرافيان آنها، امر بر آنها مشتبه شده و نداي "انا ربكم الاعلي " سر مي‌دهند. با اين مقدمه نبايد به گفته‌هاي اخير قذافي مبني بر اينكه مردم حاضرند براي من بميرند بخنديديم بلكه او آن چنان چشم هايش را به روي حقيقت بسته كه نمي‌تواند به چيزي ديگري بينديشد.

نكته پنجم) گرچه سخنان قذافي در اولين سخنراني بعد از تظاهرات گسترده مبني بر نسل كشي در ليبي عناد و لجاجت وي در اهميت ندادن به مواضع ملت خود و جامعه بين الملل را نشان داد؛ ولي با انتقال هزاران مزدور از كشورهاي فقير آفريقايي براي سركوب انقلاب مردم ليبي به عدم محبوبيت خود در ميان مردم ليبي اعتراف مي‌كند زيرا اجير ساختن مزدور براي كشتار مردم نافرماني گسترده نه تنها در ميان مردم بلكه در ميان نيروهاي نظامي و انتظامي تحت سيطره وي را نشان مي‌دهد.

نكته ششم) معمر قذافي و فرزندش سيف الاسلام با به تمسخر گرفتن انقلاب‌هاي مردمي بويژه انقلاب‌هاي اسلامي مردم در تونس و مصر با تهديد جهانيان مبني بر اينكه معترضان ليبيايي به دنبال برپايي يك دولت اسلامي هستند؛ اعلام كرده‌اند كه مي خواهند جلوي تحركات مردمي را بگيرند تا بدينوسيله اولين قدرتي باشند كه موج اعتراضات مردم را خاموش كرده و ضمن برجسته ساختن تمايز قذافي با بن علي و حسني مبارك، تظاهرات و انقلاب‌هاي ديگر ملت‌هاي عرب را دلسرد كنند.

نكته هفتم) معمر قذافي برخلاف حسني مبارك نه تنها نصيحت‌هاي رهبران آمريكا و كشورهاي غربي را گوش نكرده بلكه با رد قاطع همه توصيه‌هاي آنان مبني بر خروج از ليبي و چراغ سبز آنها براي ميزباني از وي، از دوستان غربي خود احساس ناراحتي كرده و اين بار هم با به تمسخر گرفتن نصيحت‌هاي آنان همانند سخنراني طولاني وي در سازمان عدم پايبندي خود را به هيچ قانون و عرف بين‌الملل ثابت كرده و خود را بالاتر از هر قانون و عرف ديپلماتيك دانست.

نكته هشتم) گرچه برخي از مواضع و حركات قذافي كاملا نشان مي‌دهد كه وي در وضعيت نرمال به سر نمي‌برد ولي نبايد موضوع مشكلات رواني را آنقدر بزرگ كرد كه مسئوليت جنايات مرتكب شده را از وي ساقط كند. توجيه جنايات قذافي به علت بيماري رواني در حقيقت ظلم بزرگي به بيماران رواني و ظلم مضاعفي به قربانيان انقلاب مردم ليبي است.


با وزيدن نسيم‌هاي انتفاضه‌هاي مردمي در كشورهاي عربي به نظر مي‌رسد كه انقلاب مردم ليبي نه تنها آخرين انقلاب بر عليه ديكتاتورها نيست بلكه سر آغازي بر تجلي اراده ملت‌ها براي تعيين سرنوشت خويش است بنابراين بر همه اهالي رسانه و موسسات حقوق بشري است كه با درايت كامل به جاي زمينه چيني براي فرار ديكتاتورها از دست عدالت بايستي ساز و كارهايي اتخاذ كنند علاوه بر تشويق جوامع بين‌المللي براي جلوگيري از كشتار گسترده مردم، بايستي با مستند سازي زمينه حضور ديكتاتورها در پيشگاه عدالت را مهيا سازند و پيامدهاي مقابله با انقلاب‌هاي مردمي را همه روزه به ديكتاتورها يادآوري كنند.
يادداشت از عبدالرسول الهايي
انتهاي پيام/.

+ نوشته شده توسط الهايي در Sun 6 Mar 2011 و ساعت 8:28 AM |

تونس - اسلام نيوز: در پي متواري شدن "زين العابدين بن علي " رئيس جمهور پيشين تونس كه روز گذشته در پي بالا گرفتن اعتراضات گسترده مردمي پايتخت اين كشور را به مقصد جده ترك گفته، محمد الغنوشي از سياسيون و اقتصاددانان اين كشور و همچنين جانشين بن علي طبق اصل 56 قانون اساسي خود را رئيس جمهور موقت اعلام كرد و گفت كه كنترل اوضاع امنيتي و جلوگيري از تداوم حالت هرج و مرج براي تامين امنيت را در صدر اولويت‌هاي خود قرار مي دهد.


الجزيره در گزارشي تحت عنوان "مردم تغيير را به وجود مي‌آورند " به نقل از شاهدان عيني از فراگيري و گسترش ناامني در بسياري از شهرهاي تونس خبر داد و افزود: از چند ساعت پيش تاكنون يك وضعيت بي‎نظير ناامني در چندين شهر تونس حاكم شده و گروه‌هايي ناشناس سوار بر خودروهايي بدون پلاك اقدام به سرقت و تخريب اموال عمومي و خصوصي از جمله ساختمان‌هاي دولتي و منازل شهروندان كرده‌‌اند.

بر اساس گزارش الجزيره، اين گروه‌هاي ناشناس با در اختيار داشتن اسلحه‌هاي گرم و سرد از جمله شمشير و همچنين گازهاي اشك‏آور از نبود نيروهاي امنيتي و پليس استفاده كرد و علاوه بر سرقت دارايي‌هاي مردم هرآنچه را دوست داشتند به آتش كشيدند تا بدين‎وسيله ترس و وحشت بيشتري ميان مردم منتشر سازند.

بنا بر گفته‌هاي شهروندان تونسي در تاريخ تونس چنين وضعيت ناامني بي‎نظير بوده و اين گروه‌هاي ناشناس هيچ تفاوتي در سرقت و تخريب اموال عمومي و خصوصي قائل نيستند. زيرا علاوه بر به تاراج بردن اموال مردم، يكي از بيمارستان‌هاي پايتخت را نيز تخريب كردند.

اين گزارش حاكي است كه در پي انتشار ترس و وحشت ميان مردم، اهالي شهرهاي تونس، بنزرت و مدنين ديشب را تا صبح بيدار بوده و با در دست گرفتن چوب‎دستي و بعضا سلاح سرد براي حفظ منازل و دارايي‌هاي خود نگهباني دادند. بسياري از شهروندان ارتش را به تامين امنيت و حمايت از خانواده‌ها دعوت كردند. بسياري از مردم محله‌ها دور هم جمع شده كميته‌هايي براي نگهباني دادن و حمايت از دارايي‌ها و منازل و خانواده‌هايشان تشكيل دادند.

بنا براين گزارش،‌ در پي اعلام رياست موقت محمد الغنوشي بر كشور تونس تظاهراتي در شهر القصرين در مخالفت با رياست وي صورت گرفت.
بر اساس تصاوير پخش‎شده بسياري از منازل و ساختما‌ن‎هاي دولتي در آتش سوخته و خودروهاي آتش‎گرفته در گوشه و كنار خيابان‌ها به چشم مي‌خورد. الجزيره چنين وضعيتي را صفت غالب بر همه مناطق اين كشور بحران‎زده توصيف كرد.

چند ساعت پيش بالگردهايي با پرواز در سطوح كم ارتفاع از طريق بلندگو شهروندان را به حفظ آرامش و ماندن در داخل منازلشان دعوت كرده و شماره تلفن‌هايي براي اعلام حالت‌هاي هرج و مرج و گزارش اقدامات خرابكارانه اعلام كردند ولي تلاش‌هاي آنها هيچ فايده‌اي در بر نداشته و حالت هرج و مرج همچنان بر اين كشور بحران‎زده حكمراني مي‌كند.

بنا براين گزارش تظاهركنندگاني كه تا روز گذشته احتمال ديدن چنين روزي را كه در آن زين العابدين بن علي رئيس جمهور سابق رياست اين كشور را ترك گفته باشد، تصور نمي كردند. اينك خوشحالي آنها با ترس و وحشت ناشي از هرج و مرج در هم آميخته و احتمال مي‌دهند كه اين گروه‌هاي ناشناس كه از آنها به خرابكاران تعبير مي‌كنند، ‌همان بقاياي حزب حاكم و هواداران آن است كه براي چنين روزي آماده بوده‌اند. البته خروج شماري از زندانيان از زندان‌ها نگراني‌ها را بيشتر كرده‌ است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهايي در Sat 15 Jan 2011 و ساعت 1:38 PM |

تهران - اسلام نيوز: تلويزيون  عربي روسيه "روسيا اليوم "در گزارشي به مشكلات فرا روي جوانان ايراني در امر ازدواج پرداخت.

به گزارش وبلاگ خبري اسلام نيوز، تلويزيون روسيا اليوم در گزارشي درباره مشكلات موجود فرا روي ازدواج جوانان ايراني پرداخت و با بكار بردن اصطلاح "ازدواج در ايران؛ بين چكش واجب و سنگ گراني"، افزود: در حال حاضر گراني و هزينه‌هاي بالاي ازدواج به عنوان يك دغدغه حقيقي براي جوانان ايراني تبديل شده است.

اين گزارش با بيان اينكه دولت جمهوري اسلامي سعي در مهيا ساختن شرايط  و راهكارهايي براي آسان كردن امر ازدواج و كاستن آمار طلاق است، اقدامات مجلس شوراي اسلامي براي قرار دادن سقفي براي مهريه‌ها را گامي در اين راستا ارزيابي كرد.

اين گزارش با اشاره به آمار بالاي طلاق‌هاي زود رس و ‌با بيان اينكه جوانان به اميد زندگي مشترك تا پايان عمر پا به داخل دفاتر ثبت ازدواج مي‌گذارند، افزود: تعيين شيربها و مهريه بر اساس شرايط اقتصادي و معيشتي تعيين مي‌شوند به گونه‌اي كه گاهي اوقات شرايط سخت زندگي خانواده‌هاي ايراني را به تعيين مبالغ تخيلي نزديك به 400 هزار دلار به عنوان مهريه سوق مي‌دهند.

بنا براين گزارش، ترس جوانان از افتادن در دام ازدواج‌هاي ناموفق، مهريه‌هاي بالا و گراني از مهمترين عوامل به تاخير افتادن ازدواج در ايران به شمار مي‌روند در حالي كه ايمان داشتن به خدا، كاهش انتظارات جوانان، تساهل و آسان گيري در امر ازدواح از عوامل تشويق كننده در اين زمينه به شمار مي‌روند.

گزارشكر روسيا اليوم از تهران در پايان گفت: دلايل زيادند ولي مشكل يكي است كه دختران و پسران ايراني را بين «چكش» درآمد ناكافي براي زندگي مشترك و «سنگ» عرف و سنت‌هاي اجتماعي قرار مي‌دهد.

انتهاي پيام/.

+ نوشته شده توسط الهايي در Sat 6 Nov 2010 و ساعت 12:25 PM |

اشاره : شعر زير كه از سروده هاي دوست خوبم جناب آقاي حامد شيخ پور است را به مناسبت ميلاد با شعادت هشتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت به خوانندگان محترم اسلام نيوز تقديم مي كنم.

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اي نـور جمـال کبريـايي                      اي معـني آيـه هـاي قـرآن

اي عالم حسن را سرانگشت                      از خـوبي روي تـو به دندان

چشمم به جمال توست روشن                     عقـلـم ز کمال توست حيران

در وصف تو هر قلم شکسته                      در مـدح تو هر زبان ثناخوان

اي عشـق تو تار و پود جانها

مهـر تـو ستـون آسـمانها

 

 اي يـار! جهان آفرينش                             از نور تـو در وجود آمد

خالق چوببست نقش رويت                              سرها همه در سجود آمد

بهـر تو سحاب رحمت او                             بر خلق جهان به جود آمد

سوي تـو و خاندان پاکت                              از جـانب حق درود آمد

اي وارث انـبيـاي مرسل

اي آنکه زاوليـاست افضل

 

اي شـاه غريب خطه توس                          فرمانـده ابر و باد و باران

سرمست ز عطر تو خراسان                         خرم ز تو مرز و بوم ايران

چشم دل تو پر است از مهر                         اي ضـامن آهـوي بيابان

از بـارگهت دوباره برخيز                          آيـات خدا دوباره برخوان

سـرتـاسـر خطه سناباد

از برکت خاک توست آباد

 

خورشيـد زمين ما تويي تو                         کز مشـرق خاوران دميدي

آخر زچه رو غريب وخسته                         سختي سفر به جان خريدي؟

بهـر چـه مدينه را نهادي                          اين خاک غريب برگزيدي؟

در طـالع شيـعيان ايران                          يا در دل عاشقان چه ديدي؛

که تـرک ره حجـاز کردي

وآهنگ عجم به سـاز کردي؟

 

اي آنـکه ز برکت قـدومت                      غرقه شده خاک شرق در نور

گلدسـته مرقد تـو چون شمع                     از پا شده تا به فـرق در نور

در روز چو شعله مي درخشد                       زيبـاست چقدر برق در نور

ما را چه لـياقـت لقـايـت                     اي شـاهِ سراي غرق در نور؟

ياللعجب اين کجا توان جست؟

مهماني و ميـزباني از توست

 

اي حاکم شهر علم و حکمت                             اي والي شيـعه ولايت

گشـتي تو پس از امام هفتم                             گنـجور وديـعه ولايت

از لشـکر نور در جبـينت                             پيداسـت طليـعه ولايت

رنـدان ولي شنـاس را ده                              آبـي ز شريـعه ولايت

آرام دل اي سکينه روح

اي راهـبر سـفينه نوح

 

از روز شـهادتـت امـامـا                     مأمـون شده تا هميشه ملعون

انس و ملک و جماد و حيوان                     مـاتم زده و غميـن و محزون

هم پرده نشين شده است انگور                    هم دختر رز نشسـته در خون

فـرهـاد به کـوه کرده منزل                    سرگشته به دشت گشته مجنون

اي آنکه قلوب ماست جايت

جـان و دل شيعيان فدايت

 

 از بــار غـم شـهــادت تـو                     پشت فـلک الـبروج خم شد

در سـوک تـو اي امـام هشـتم                   هر هشت بهشت پر ز غم شد

نور از دل و جان انس و جان رفت                   وز گريه فروغ چشـم کم شد

قلـبم به هـواي کويت اي دوست                    مـانـند کبـوتـر حرم شد

از ناي دلم که بر تو بند است

آواي رضـا رضـا بلند است

اين عـشـق هزار راز دارد

اين قـصـه سـر دراز دارد

 

حامد شيخ‌پور

+ نوشته شده توسط الهايي در Mon 18 Oct 2010 و ساعت 2:28 PM |

تهران - اسلام نيوز: دشمنان اسلام و مسلمين كه از گسترش روز افزون دين پيامبر اكرم (ص) در اروپا و آمريكا به شدت منقلب و هرسناك شده، اخيرا در توطئه‌اي جديد با نشر كتابي موسوم به "ظلم سكوت" به باز نشر ۱۲ كاريكاتور توهين آميز به ساحت مقدس پيامبر رحمت (ص) پرداختند تا بدينوسيله اندكي پس از خوابيدن شعله‌هاي فتنه قرآن سوزي در ايالت فلوريداي ايالات متحده آمريكا آتش فتنه ديگري را عليه مسلمانان به پا دارند.

اين تصاوير توهين آميز كه براي اولين بار در اقدامي غير حرفه‌اي در يكي از كشورهاي مدعي دفاع از حقوق بشر در نشريه يولندز پستن دانمارك منتشر شده بودند، خشم همه مسلمانان اقصي نقاط جهان را برانگيخت ولي باز نشر آنها در پنجمين سالروز آن واقعه آن هم بصورت كتاب جاي بسي تامل دارد. نگارنده در اين نوشتار سعي مي‌كند با اجتناب از پرداختن به موضوعات تاريخي، چند نكته كوتاه را در راستاي تنوير افكار عمومي و بيان ضرورت وحدت هر چه بيشتر بين همه مذاهب اسلامي براي جلوگيري از اقدامات توهين آميز به ساحت اسلام و پيامبرعظيم الشان بيان دارد:

نكته اول: قبل از هر چيزي دستان لابي صهيونيسم در پشت پرده همه فتنه‌هايي كه چهره اسلام و وحدت مسلمانان را هدف قرار مي دهد؛ به چشم مي‌خورد. پس از هويدا شدن انگيزه‌هاي صهيونيستي كشيش تيري جونز و محكوميت جهاني حادثه قرآن سوزي اينك لابي صهيونيسم با در دست داشتن اقتصاد، رسانه و نفوذ در محافل سياسي سعي مي‌كند توطئه‌اي جديد براي منحرف ساختن افكار مسلمانان از قضاياي اصلي خود كه همانا اشغال فلسطين و تخريب تدريجي بيت المقدس است، طراحي كند. همه توطئه‌هايي كه مقدسات اسلام را هدف قرار مي‌دهند توسط رسانه‌هاي حامي صهيونيسم بين‌المللي به بهانه‌هاي آزادي انديشه پوشش خبري داده مي‌شوند.

نكته دوم: خداوند بلند مرتبه در آيه ۸۲ سوره مائده مي‌فرمايد:" " و لتجدن أشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين أشركوا" (به معني اينكه به طور قطع يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مومنان خواهيد يافت). اين دشمنان كينه توز هيچ گاه دست دشمني بر نخواهند داشت و اين امر ذكاوت، وحدت و قدرت بيش از پيش مسلمانان براي ايستادگي خنثي سازي توطئه‌‌هاي مشركان و جنبش صهيونيسم را بار ديگر مطرح مي"‌سازد.

نكته سوم: بر مسلمانان و ملت‌هاي عربي است كه در سايه اشغال قدس شريف و در حالي نسخه‌هاي قرآن كريم در ايالات متحده آمريكا به آتش كشيده مي‌شود و توسط صهيونيست‌ها در قدس شريف يه ساحت مقدس قرآن توهين مي‌شود و در كشورهاي اروپايي كاريكاتورهاي موهن به پيامبر اعظم (ص) در روزنامه‌ها منتشر و در كتاب‌ها باز نشر مي‌شود، در راستاي تحريم هر چه كاملتر هر گونه رابطه‌اي با دشمن صهيونيستي بر سران و دولت‌هاي خود فشار بياورند. تيم‌هاي مذاكره كننده با دشمن صهيونيستي مشروعيت لازم براي مذاكره به نمايندگي از ملتي را ندارند.

نكته چهارم: چنانچه مسلمانان از سلاح برنده قدرت جمعيتي خود استفاده مي كردند جلوي بسياري از فتنه‌ها گرفته مي‌شد. تحريم كالاهاي صهيونيستي و توليدات هر كشوري كه به ساحت مقدس اسلام و مقدسات اسلامي توهين كند، به معني از دست دادن بازار هدف يك و نيم ميليارد نفري مسلمانان است كه قطعا ضربات مهلكي بر اقتصاد دشمنان اسلام وارد مي‌كند. متاسفانه روزي نيست كه اخباري مبني بر خريد تسليحات كشورهاي غربي توسط كشورهاي عربي در روزنامه‌ و شبكه هاي تلويزيوني نخوانيم.

نكته پنجم: "کارستن بلورت" مدیر انتشارات یولندزپستن که كاريكاتورهاي موهن را با عنوان " ظلم سکوت" منتشر می کند با تاكيد بر اينكه صفحه حاوی کاریکاتورها در صفحات داخلی کتاب چاپ مي‌شود؛ در پاسخ يه سئوالي مبني بر اينكه "آیا وی از واکنش های شدید احتمالی در هنگام عرضه کتاب "فلمنیگ رُز" نگران نیست؟ مي گويد: بدیهی است مسایل زیادی اتفاق می افتد اما همه چیز مطابق برنامه انجام می شود و چیزی که قرار باشد تغییر کند وجود ندارد." اين امر نشان مي‌دهد كه همه توطئه‌هايي كه عليه قران كريم و حضرت محمد (ص) انجام مي‌شوند، توسط يك لابي و يك منبع طرح ريزي مي‌شوند و به گفته خودشان همه جزئيات آنها به صورت حساب شده به پيش مي‌رود كه اين امر بيداري بيشتر نخبگان مسلمانان و رسوا سازي اهداف پشت پرده اين فتنه‌ها طلب مي‌كند.

نكته ششم: اندكي بعد از محكوميت قرآن سوزي توسط انگلا مركل صدر اعظم آلمان، كاريكاتورهاي موهن به ساحت مقدس پيامبر اعظم (ص) باز نشر مي‌شوند. انتشار كتاب "ظلم سكوت" محصول حمايت شخص آنگلا مركل از همين كاريكاتوريست است. زيرا صدر اعظم آلمان در حالي اقدام تيري جونز را تقبيح كرد كه در همان حال جائزه موسوم به آزادي رسانه را در برلين به كاريكاتوريست مذكور اهدا كرد.

نكته هفتم: طرح‌ها و توطئه‌هاي توهين به مقدسات اسلام و مسلمين در سايه حمايت‌هاي دموكراسي هاي غربي تحت عناوين مختلف از جمله "آزادي بيان" و آزادي انديشه" هر روز در نقطه‌اي از كره خاكي عملي مي‌شود بنابراين بر كشورهاي اسلامي و موسسات غير دولتي است كه با اتخاذ مواضع محكم جلوي تكرار چنين اقداماتي را بگيرند و همه كانال‌هاي ديپلماتيك و حقوقي را در اين زمينه به كار ببندند.

نكته هشتم: هتك حرمت مقدسات به هيچ روي در مقوله آزادي بيان و آزادي انديشه نمي‌گنجد؛ بلكه نوعي از تروريسم است كه در راستاي نشر دشمني بين ملت‌هاي مختلف و اديان مختلف دنبال مي‌شود و اين امر جنايتي بزرگ در حق ملت‌هاست و بايستي تقبيح شود. اسلام دين صلح و محبت است و هتك حرمت به هيچ دين و مقدساتي را نمي‌پذيرد.

نكته نهم: دشمنان اسلام جز در سايه تفرقه ميان مذاهب اسلامي نمي‌توانند حرمت مقدسات اسلامي را هدف قرار دهند و اين امر ضرورت چنگ زدن به وحدت و همدلي به عنوان طناب محكم براي جلوگيري از هتك حرمت مقدسات و دفاع از هويت و فرهنگ اسلاميمان را نشان مي‌دهد.

نويسنده : عبدالرسول الهايي

منبع: تقريب

+ نوشته شده توسط الهايي در Mon 4 Oct 2010 و ساعت 11:23 AM |